شبنم اسماعیلی

حضور شبنم به عنوان عضوی از خانواده مدرسه طبیعت، حاصل به هم پیوستن دو جریان در وجود شبنم است که در طول زندگی او به صورت موازی حضور داشته و اکنون در مدرسه طبیعت به یکدیگر پیوستهاند. جریان اول: شبنم در مدرسه عاشق فیزیک بودهاست و با تمام شوق در دوران کارشناسی فیزیک خواندهاست. فیزیک را دوست داشت اما زندگی با آزمایشگاه فیزیک را بر زندگی با جامعه ترجیح نداد. انتخاب شیوه زندگی جدید باعث شد در دوران کارشناسی ارشد، انسانشناسی بخواند. تجربهای از حضور در یک خانه ساختهشده در پیش از ۱۳۰۰ ه.ش در شهر نایین، بخشی از خودش را بر او آشکار کرد. شیطنت دوران کودکی را که او به سختی به یاد میآورد که پیش از آن، این حس را تجربه کردهباشدچگونگی روی دادن این تجربه، پرسشی شد که شبنم با خودش حمل میکند. اینکه فضا (فضای خانه، حیاط، باغ، اتاق بسته،…) ، چگونه بر حضور و تجربه آدمی در خلوت و جمع تأثیر میگذارد؟ در پی یافتن این پرسش انتخاب کرد که در حوزه انسانشناسی معماری فعالیتش را متمرکز کند. در این مسیر، با کارگاه معماری معاصر ایران و تعداد متعددی از مهندسان مشاور در حوزه معماری و شهرسازی در تهران و مشهد همکاری داشته و پرسش خود را در طرحهای آنها دنبال کرده است. در طی این تجربهها بیش از پیش دور شدن جامعه امروز از بستر سرزمین و به تبع آن تخریب خود و سرزمین را با تمام وجود لمس کرده است جریان دوم: همواره در آغوش گرفتن یک نوزاد، همبازی شدن با بچهها در اوان کودکی برای شبنم لذت بخش و سرشار از یادگیری بود. همواره قصهها و کتابها، ایدهها و نوآوریها در حوزه یادگیری دوران کودکی او را به خود جذب میکرد. این ذوق و کشش درونی باعث شد تا با دوستان در موسسه پژوهشی کودکان دنیا آشنا بشود و دستاوردهای آنها را پیگیری کرده و در گروه هنر مدرسه مشارکتی تهران عضو شود.

شبنم اکنون در مدرسه طبیعت، کودکان، یادگیری و بالندگی آنها و دغدغه سرزمین را با یکدیگر و در یک فعالیت به صورت به هم پیوسته دارد و از آن خوشحال است که میتواند اکنون در این فضا باشد و بیاموزد.

به اشتراک بگذارید ...
Share on Facebook
Facebook
Email this to someone
email
Tweet about this on Twitter
Twitter
Share on LinkedIn
Linkedin