هانیه زحمتکش

هانیه زمانی در لابه لای کتاب و کلاسهایش به دنبال پاسخ پرسشهایش می‌گشت. وقتی وارد رشته فیزیک شد گمان میکرد این همان جاییست که میتواند به آگاهی و شناخت از جهان برسد. کمی که در میان مسئله های فیزیک گشت، ماجرای مواجهه با مسائل و تلاش برای یافتن راه حل برایش جذاب شد زیرا آن را به زندگی تعمیم میداد. مدتی تلاش کرد نگاه حل مسئله را به نوجوانان از طریق فیزیک بیاموزد. اما حالا سوالات خودش ریشه‌هایی عمیق تر از آنچه در فیزیک به آن پاسخ داده میشد، داشت. در این مسیر با رشته نوپای فلسفه علم آشنا شد و تلاش کرد از طریق فلسفه حتی شناخت خود از جهان را بهتر بشناسد. کمی که لذت بازی فلسفه را چشید، تلاش کرد آن را در دانشگاه به دانشجویان هم بچشاند تا آنها هم آنچه میآموزند را درک کنند و از این ادراک لذت ببرند. اما در این کلاسها انگیزه و هیجانی برای یادگیری جریان نداشت! این دغدغه در ذهن او تبدیل به چالشی جدی در حوزه آموزش شد. او تلاش کرد برای مدتی شیوه های مختلف آموزش را بیاموزد و تجربه کند و در این میان با موضوع فلسفه برای کودکان P4C آشنا شد. پس از آشنایی با این حوزه از طریق شرکت در کارگاه های آموزشی مختلف آن تلاش کرد این شیوه را برای کودکان در مشهد اجرا کند. اما وقتی سر کلاس میرفت میدید همه حواس این کودکان به این است که اگه چطور باشند میتوانند بروند بیرون که زوو بازی کنند یا به بهانه آمدن یک مگس به کلاس همهمه ای در کلاس راه بیندازند که از فضای گفتگوی اصلی خارج شوند و کمی تحرک کنند. از آنجا که طبیعت همیشه برای او منشاء الهام و منبع آرامش بود، او را به سمت این ایده کشاند که کودکان را به جای کلاس به دل طبیعت ببرد و آنجا با آنها حلقه های گفتگویش را تشکیل دهد. در این مسیر خورشید درخشان استاد وهاب زاده در زندگی او درخشید و آنجا بود که آموخت : بودن کودک در دل طبیعت به هیچ آموزشی نیاز ندارد و تنها کافی است که او را رها کند تا آزادانه و سرخوشانه بازی کند، آنگاه خود از او بیاموزد. اکنون هانیه مدرسه طبیعت را بخشی از وجود خود و بهترین بستر برای یادگیری خود و پویایی جامعه انسانی می¬داند.

 

به اشتراک بگذارید ...
Share on FacebookEmail this to someoneShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn