ريشه هاي ميانمايگي

عبدالحسین وهاب زاده- ایده پرداز مدرسه طبیعت-

مدرسه كودكان ما ، با آنهمه استعدادهاي متنوع و قدرت تخيل، را كه اگر فرصت تجلي مي يافت رنگين كماني از جلوه هاي مختلف فرهنگ ، هنر ، علم و معرفت مي آفريد ، جملگي پشت ميز زندانهايي به نام كلاس از بازي و شادماني و يادگيري در دنياي واقعي محروم مي دارد و همه را يكسان ميخواهد: به رغم ميل و ذاتشان يكسان بنشينند، يكسان فكر كنند ، يكسان به پرسشي كليشه يي پاسخي يكسان دهند؛ و نه بيشتر و نه كمتر از آنچه از آنها خواسته شده بگويند. هركه كندتر يا تندتر از معلم باشد سركوفته مي شود.در اين نظام پرورشي چه مي ماند از آنها جز ميانمايگي؟
داماستس ، راهزنِ اساطيري يوناني را ، اين نظام پرورش به ياد مي آورد كه قربانيانش را بر تخت معروف خود مي بست و آنقدر آنها را مي كشيد يا مي بريد تا هم اندازه تخت او شوند.

manager