دسته: روایت تسهیلگران از مدرسه طبیعت

راستی، بچه ها کجا هستند؟

عارف آهنگر- تسهیلگر مدرسه طبیعت نوج. با انبوهی از افکار و تنی خسته از کار روزانه، وارد کوچه می‌شوم. نسیم پاییزی خود را به ساختمانهای کوچه می‌کوبد و سپس بازیگوشانه به صورتم می خورد. در افکارم غرق‌ام که ناگهان صدای خنده‌ی چند کودک توجه مرا جلب کرده و بی‌اختیار لبخند روی صورتم می نشاند. تکه […]

روایت تسهیلگر مدرسه طبیعت دماوند از تسهیلگری

نوشته: شقایق طلاجوی، تسهیل گر مدرسه طبیعت دماوند- در مدرسه طبیعت، به سادگی طبیعت پیچیده ترین و خود انگیخته ترین یادگیری ها اتفاق میافته، آنچه که یک تسهیل گر آگاه بر انجامش هست: مشاهده در سکوتی آگاهانه بی قضاوت بودن و صبوری ست، آزادی تفکر و عمل به معنای حذف نتیجه گیری های والدانه، چهار چوب […]

کودک، طبیعت و آینده ی زنهای جهان

عارف آهنگر- تسهیلگر مدرسه طبیعت نوج: وقت بیرون آمدن از آب شده بود و همگی می بایست با کمک خاله ها خود را خشک می کردند. کمی از جمع فاصله داشتم. ناگهان صحنه ای دیدم که می توانم بگویم از بهترین خاطرات کاری ام در مدرسه طبیعت بوده است. با یک دست موهای خیسش را […]

روایت تسهیلگران: بهراد و ساخت باشگاه ورزشی

هوا افتاده بود، چندین درجه زیر صفر. با بهراد در گلخانه قدم می‌زدیم، بهراد در حالی که چشم به زمین دوخته بود گفت: چرا من هر پنجشنبه که میام می خام چیزی بسازم؟ انگار بلند بلند فکر می کرد، پس از چند لحظه ادامه داد: اما هر دفعه چیزی که می خام چیز دیگه ای […]