دست از سر کودکان برداریم

مهدی نیرومنش
هر سال غصه داریم از این که در روز طبیعت، بیش از دیگر روزها به طبیعت جفا می‌شود. می‌گوییم، می‌نویسیم، گله می‌کنیم، اما چاره نمی‌کنیم. گفتمان مدرسه طبیعت، چاره‌ای نه برای روز طبیعت، که برای بحران محیط زیست است. آزاد گذاردن کودکان در طبیعت برای بازی پویا، تماشای بالندگی نگرشی که در کودکان شکل می‌گیرد و کمترین ثمر آن همزیستی با عناصر طبیعت است و سپس از کودکان آموختن. با رشد مدارس طبیعت، دیگر کودکان به بزرگسالان اجازه نخواهند دارد حریم طبیعت را درنوردند.
در حال حاضر تعداد مدارس طبیعت به بالغ بر ۷۰ واحد آموزشی رسیده است که این استقبال مایه امیدواری است . باید شادمان بود، مردم این ایده را پسندیدند و به دل طبیعت پناه برده‌اند تا جسم و روان و ذهن سالم‌تری داشته باشند. رفتن به طبیعت کشش درونی هر انسانی است و این جریان اجتماعی رسالت غلبه بر رخوت فردی را برعهده گرفته است.
البته پیش پای این حرکت نوپا موانعی تراشیده می‌شود که با بنیان علمی استوار و موافقتی که با طبع هر انسان سلامتی دارد، این موانع نیز پشت سر گذاشته خواهد شد. از جمله، عده‌ای مدرسه طبیعت را کپی دست نخورده‌ی نمونه‌های خارجی، دانسته‌اند. فارغ از این که آیا اصلاً امکان دارد یک کپی دست نخورده غربی در ایران قابل اجرا باشد؟ اگر منظورشان مبانی علمی و نکات کلیدی باشد که بر همه ضروری است سخنان استوار و مستدل و علمی را بشنوند و بهترینش را پیروی کنند. به نظر می‌رسد کسانی که این دغدغه را در تمامی زمینه‌ها مطرح می‌کنند، بر اساس یک صبغه‌ی اعتقادی آن را مطرح می‌کنند. از این رو لازم است به یاد آوریم، حضرت امیر المومنین علی علیه السلام در واپسین لحظات عمرشان وصیت کردند: الله الله فی القرآن، فلایسبقکم الی العمل به احد غیرکم: از خدا بترسید، از خدا بترسید درباره قرآن مبادا کسی به عمل کردن بدان بر شما سبقت جوید. شما می دانید چند آیه قرآن ما را به نظاره، تدبر و تعقل به مظاهر طبیعت توصیه کرده است. کسی که به آیات قرآن عمل می‌کند مسلمان‌تر است یا کسی که فقط آن را می‌خواند؟

برخی نیز مدارس طبیعت را ساختارشکنی در نظام تعلیم و تربیت قلمداد کردند. در نظر اول پدر و مادری که می‌خواهد میوه‌ی زندگی‌اش را به جای علم آموزی و تحصیل در فضای مدارس معمول، به طبیعت بفرستد که خودش یاد بگیرد و بیاموزد، باید تصمیم سختی بگیرند. اما هنگامی که مشاهده می‌کنند کودکان‌شان در ارزیابی‌های گوناگون آرام‌تر، موشکافانه‌تر، محقق‌تر ، مستقل‌تر و عمیق‌تر شده‌اند، به تدریج متقاعد می‌شوند شاید روش آموزش رایج مدارس، تنها مسیر پیش روی سعادت کودکانشان نباشد.
داوطلبانی که مراقبت از کودکان را در مدارس طبیعت بر عهده دارند، تسهیل‌گر نامیده می‌شوند، نه مربی و نه آموزگار. چرا که در گفتمان مدرسه طبیعت، کودکان خودآموز هستند و تنها نیاز به تسهیل‌کننده‌ی این مسیر دارند. کسانی که داوطلب شرکت در دوره‌های آموزشی تسهیل‌گری می‌شوند، با مهم ترین تئوری‌های علمی روان‌شناسی، علوم شناختی، انسان‌شناسی، بوم‌شناسی، علوم اجتماعی، فلسفه و آینده‌پژوهی آشنا می‌شوند و درگیر مباحث مهمی می‌شوند که شاید در دوره دکترای برخی رشته‌های دانشگاهی به آن پرداخته می‌شود. مبانی مدرسه طبیعت اگر از مبانی آموزش و پرورش رایج کشور علمی‌تر، نخبه‌پرورتر، پژوهش‌محورتر و استوارتر نباشد، کمتر از آن نیست.
گروه دیگری نیز نظریه مدرسه طبیعت را مبلغ پذیرش حیوانات به‌عنوان اعضای خانواده و آموزش زندگی با حیوانات خانگی از جمله سگ و گربه دانسته‌اند. باید توجه داشت در مدارس طبیعت، هر نوع حیوانی که اقلیم منطقه آن مدرسه اقتضا کند وجود دارد. دوم این که در مدارس طبیعت برای کودکان طبیعت بکر و دست نخورده مهیا می‌شود و کودکان با حیوانات در طبیعت آشنا می‌شوند و این ارتباطی به حیوانات لوکس آپارتمانی که اصلاً در طبیعت بکر نمی‌توانند بدون انسان زندگی کنند ندارد. شاگردان مدرسه طبیعت می‌آموزند خودشان به دل طبیعت بروند، پس چطور راضی می‌شوند حیوانات را در آپارتمان نگه‌داری کنند؟ در شرایطی که اپیدمی فوبیای مواجهه با حیوانات، انرژی ذهنی عظیمی را از جامعه هدر می‌دهد و آلرژی به حیوانات بیداد می‌کند، مدرسه طبیعت، یک راه حل طبیعی و منطقی و عملی و جواب پس داده ارائه کرده است.
یکی از شرایط مدارس طبیعت، حضور کودکان دختر و پسر تا سن ۱۲ سالگی در کنار هم در طبیعت است. اما عده‌ای از این اختلاط اظهار نارضایتی کرده‌اند. از آن جا که خاستگاه این نارضایتی، دغدغه رعایت احکام دینی است، باید به این گروه یادآور شد آیا روایات متعدد در مورد بازی کودکان در صدر اسلام و هم بازی شدن پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم و حضرت امیر مومنان علی علیه السلام با ایشان را خوانده‌اند؟ آیا خوانده یا شنیده‌اند این بزرگواران صحبت از تفکیک کودکان دختر و پسر هنگام بازی به میان آورده باشند؟ کودکان در مدرسه طبیعت بازی می‌کنند، همان‌طور که کودکان فامیل در تعطیلات در محیط‌های طبیعی بازی می‌کنند. کودکان در مدرسه طبیعت، در شرایط طبیعی قرار می‌گیرند. یکی از شاخصه‌های طبیعی بودن، بازی کودکان دختر و پسر در کنار یکدیگر است.
در حال حاضر داوطلبان آموزش موثر، علاقه‌مندان به طبیعت و عاشقان کودک دوره‌های تسهیل‌گری را می‌گذرانند تا به مدارس طبیعت بپیوندند. خوش‌بختانه گروهی از تسهیلگران از سر درد و عشق به طبیعت و آفریده‌های خداوند در مدارس معمول به آموزش تفکیک زباله و استفاده از انرژی پاک و نجات آب روی آورده‌اند. اکنون تسهیل‌گران با مجوزهای قانونی در پی تاسیس مدارس جدید و اردوهایی هستند که مبانی علمی مدرسه طبیعت را در عمل به اجرا در می‌آورد. در سومین همایش کودک و طبیعت، از مادران تسهیل‌گر سوال شد دستاورد شما از این مدرسه چه بوده است؟ یکی از مادران گفت: «دست از سر کودکان خود بردارید، بگذارید زندگی‌شان را بکنند.» شاید این جمله، حاوی تمامی آن چیزی باشد که باید در مورد آموزش به کودکان به آن بیاندیشیم.

به اشتراک بگذارید ...
Share on FacebookEmail this to someoneShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

manager