پاسخی برای روشنگری

به نام خدا

جناب آقای دکتر عبدالله گنجی

مدیر مسئول محترم روزنامه جوان

با سلام

در تاریخ ۹۶/۱۲/۱۲ مطلبی با عنوان ساختارشکنی با مدارس جام تا ۲۰۳۵، در روزنامه جوان منتشر شد و من به عنوان یک تسهیلگر که بیش از دو سال از زندگی ­ام را در مدرسه طبیعت بوده­ ام بر خود واجب می­ دانم تا پاسخ اتهامات درج شده در این گزارش را بدهم.

در ابتدای گزارش به سخنان وزیر آموزش و پرورش، آقای بطحایی اشاره شده و گفتند سخنان ایشان ضلع سوم از مثلثی است که دو ضلع دیگرش خصوصی سازی مدارس و گسترش فعالیت­ های زیست محیطی برای یک ساختار شکنی است.

ابتدا توضیحاتی در خصوص این ضلع سوم نویسنده می­ دهم:

در کشور ما تا همین چندی پیش اکثر مردم کودکی خویش را در محیط­ های روستایی و شهرهای کوچک می ­گذراندند که در آن شرایط دسترسی مداوم به محیط ­های طبیعی آسان بود، محله­ ها کانون فعالیت­ های روزانه کودکان بودند و وقت کودکان عمدتا به بازی­ های فردی و جمعی، کاوش و تخیل می ­گذشت. چنین تجربه ­ای به کودکان اجازه می ­داد خلاق و شادمان باقی بمانند و در حوزه ­های گوناگون، توانا در حل مسئله و دارای مهارت­ های متنوع باشند. حتما خود شما هم اگر به کودکیتان فکر کنید خاطرات این چنینی را به یاد خواهید آورد. امروزه در مدت زمان کوتاهی جمع کثیری از مردم، ساکن شهرهای بزرگ و کلان­ شهرها شده ­اند. سبک زندگی افراد تغییرات عمده­ای کرده، خانواده­ها کوچک شده و کودکان اغلب در خانه هم ­بازی ندارند، به دلیل ملاحظات گوناگون ایمنی، امنیتی و تربیتی فرصت کمتری برای بازی­های محله ­ای آزادانه­ ی کودکان وجود دارد، فضاهای طبیعی از شهرها فاصله گرفته ­اند و دسترسی به آنها آسان نیست، تلویزیون، ماهواره، سریال ­های گوناگون و شیوع و وفور بازی­ های مجازی فرصت و زمان کودکان را به خود اختصاص داده ­اند. در نتیجه­ ی همه­ ی این تحولات کودکان از تجربه طبیعت و تجارب اجتماعی مرتبط با آن محروم مانده ­اند و پیامدهای ناگوار آن به صورت کاهش تمرکز، کاهش مهارت­ های فیزیکی و سازگاری ­های اجتماعی، افسردگی­ ها و بی ­انگیزگی­ ها، افزایش شدید آن چه تحت عنوان بیش­ فعالی برچسب می­ خورد و بسیاری ناهنجاری­ های دیگر بروز معناداری پیدا کرده است. ادامه این وضعیت، شرایط باخت-باختی خواهد بود که از یک سو گریبان نسل آینده را خواهد گرفت و از سوی دیگر طبیعت و محیط­زیست را به قهقرا خواهد برد، چرا که کودکان بریده از طبیعت در فردای بزرگسالی علاقه ­ای به محیط­ های بیرون نخواهند داشت و در جامعه ­ای که شهروندانش عاشق طبیعت و حساس به سرنوشت آن نباشند، چگونه می­ خواهند برای بهبود آن بکوشند؟ اگر در کودکی انگیزه و توانایی کافی برای درک مفاهیم مرتبط با طبیعت و عشق به آن در کودکان ایجاد نشود، در بزرگسالی هر اندازه آموزش در این زمینه­ ها داده شود، از آن شهروندانی متعهد و فعال در عرصه طبیعت نخواهد ساخت، شاید آگاه شوند، ولی فعال نه.

در چنین شرایطی و برای برون رفت از این چالش ­های کودکان امروزی، آقای عبدالحسین وهاب­زاده (برنده جایزه ملی محیط زیست در سال ۸۴، جایزه مهرگان علم و ادب برای کتاب «تنوع حیات» در سال ۸۵)، بعد از ۳۰ سال تدریس بوم شناسی و زیست شناسی در دانشگاه­ و تالیف و ترجمه ­ی بیش از ده هزار صفحه، از سال ۱۳۹۲ تمام وقت خود را صرف ایده مدرسه طبیعت و پیگیری آن کردند.

بله در خارج از ایران هم اصطلاح مدرسه طبیعت یا forest school به عنوان نوعی رویکرد آموزشی و هم به عنوان سازمانی که با این رویکرد مشغول به فعالیت است وجود دارد، زیرا زندگی شهری و پیامدهای ناشی از آن فقط به ایران اختصاص ندارد و چالشی در تمام جهان است. اما مگر هر ایده ­ای که خارج از ایران هم فعالیت کند اجازه فعالیت در ایران ندارد؟ اگر اینگونه است پس ما حتی همین روزنامه را هم نباید بخوانیم چون در تمام جهان روزنامه وجود دارد و دقیقا مانند روزنامه­ های ما آنها هم از اخبار و اتفاقات می ­گویند و گزارش روز می ­نویسند و ….

اینکه وزیر آموزش و پرورش هم متوجه آسیب­ های ناشی از فقر طبیعت در کودکان شده اند اتفاق عجیب و همراه با توطعه ­ای نیست، این نشان می­ دهد که مدیران کشور مسئولانه به سرزمینشان فکر می­ کنند و در صدد رفع مشکلات بر می ­آیند. اینکه وزیری بخواهد آینده سازان مملکتش انسان­ هایی سالم و توانمند باشند باعث افتخار ماست.

برای دو ضلع دیگر نوشته شده در گزارش هم باید خدمتتان عرض کنم که بسیار باعث شادی و خرسندی خواهد بود اگر روزی دولت از مدارس طبیعت حمایت کند و نیازی به خصوصی بودن مدارس نباشد و تمام کودکان ایران بتوانند از این مدارس استفاده کنند. و اینکه با توجه به تغییرات شرایط زندگی، برای پیشرفت و زندگی هر چه بهتر، ما نیازمند ساختار شکنی هستیم و هیچگاه نمی ­توانیم تا ابد در یک ساختار مشخص باقی بمانیم. اگر این ساختار شکنی مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران نباشد، چه اشکالی دارد؟

درخصوص توافقنامه مدارس جامع محیط زیستی و فراخوان برای جذب حمایت نیز که در گزارش آمده بود باید بگویم من ترجیح می ­دهم به مسئولان کشورم اعتماد کنم و توافقنامه بین یک وزیر و معاون رئیس جمهور را به رسمیت بشناسم. تاکنون ایده­ های بسیاری معرفی شده که هیچ استقبالی هم از آنها صورت نگرفته، اگر ایده­ای کارآمد، همه جانبه و برگرفته از نیاز مردم و جامعه باشد، مطمئنا با استقبال روبرو خواهد شد و افراد زیادی به ایده جذب می ­شوند، مانند مدارس طبیعت که با گذشت زمان کوتاه به عدد ۷۰ رسیده ­اند و بالطبع فراخوان برای جذب حمایت هم برای ایده ­هایی با ویژگی ­های درست منجر به جذب حامی خواهد شد. آیا اقبال عمومی دلیل بر بد بودن یک ایده است و از آن باید به عنوان نکته منفی یاد کرد؟

در جای دیگری از گزارش به وجود حیوانات در مدارس طبیعت، حجاب و حضور کودکان دختر و پسر در کنار هم در مدارس طبیعت اشاره شده است.

فضای مدارس طبیعت یک فضای طبیعی است و با توجه به بوم آن منطقه حیوانات زیادی می­ توانند در مدرسه طبیعت حضور داشته باشند، هیچ الزامی برای حضور یک گونه خاص نیست اما در مقاله تنها به سگ و گربه اشاره شده. در مدرسه طبیعتی که من کار می ­کنم شغال، خارپشت، لاکپشت، مار آبی، مارمولک که حیوانات بومی منطقه هستند حضور دارند، گله های اسب و گاومیش­ها گاهی در مسیرشان از مدرسه عبور می­ کنند، یک جفت قرقاول زیبا بین نیزارهای مدرسه زندگی می­ کنند، انواع پرندگان میان شاخه ­های درختان هر روز برایمان نغمه­ ی زندگی سر می­ دهند و در فصل پاییز و زمستان به تماشای پرندگان مهاجری می­ نشینیم که از بالای سرمان رد می ­شوند، گله­ های بز و گوسفند سالی دو بار در مسیر کوچشان از مدرسه­ی ما می ­گذرند، حشرات مختلف، سنجاقک­ های طلایی و سبز که حتی در خطر انقراضند هم در مدرسه ما هست و بله حیوانات اهلی مانند  سگ و گربه و … هم داریم. آیا تماشای این­ همه زیبایی برای کودکان خطرآفرین است؟ حضور حیوانات در مدرسه، فرصت مشاهده آنها را از نزدیک به کودکان خواهد داد، کودکان مدت­ ها وقت خود را صرف مشاهده خصوصیات و رفتار حیوانات می­کنند. در خصوص آنها کنجکاو می ­شوند و سوال می­ پرسند، با نیازهای حیوان برای بقا آشنا می ­شوند و حس مسئولیت و مراقبت بیشتری نسبت به موجودات زنده پیدا می­ کنند. نیازمندی­ های حیوانات برای غذا، پناهگاه و حفاظت در مقابل آسیب­ها را می ­بینند و این یک گام تعیین کننده در رشد اجتماعی، عاطفی و بوم شناختی کودکان است. این شناخت در تکوین هویت کودکان نیز موثر است، معنای انسان بودن برای آنها آشکار می ­شود و به درکی از ارتباط در عین تفاوت می ­رسند. این ارتباط علاوه بر تاثیر  مثبت بر روی کودکان به حفظ و بقای موجودات زنده در آینده نیز کمک کرده و می­ توانیم امیدوار باشیم که در آینده کمتر شاهد اخبار انقراض گونه های مختلف جانوری و گیاهی، شکار غیر مجاز و حیوان آزاری خواهیم بود.

در مدرسه طبیعت کودکان و تسهیلگران با همان پوشش و حجابی که خارج از مدرسه و در اجتماع هستد حضور دارند و حجاب در مدارس طبیعت هیچ مغایرتی با قوانین جمهوری اسلامی ندارد. کودکانی که در مدرسه طبیعت حضور دارند، زیر ۱۲ سال هستند، شما هم مانند من می ­دانید که پسر بچه ها هنوز تا ۱۲ سالگی به سن تکلیف نرسیده­اند و دختربچه­ های بالای ۹ سال هم در مدرسه با همان حجاب خارج از مدرسه هستند. این کودکان در آینده وارد جامعه ­ای خواهند شد که مرد و زن در کنار هم فعالیت و زندگی می ­کنند. شما خودتان آقا هستید و نویسنده این گزارش خانم هستند، آیا کار کردن شما با هم در یک روزنامه مشکلی دارد؟ پس چطور حضور کودکانی که اکثرا به سن تکلیف هم نرسیده اند در محیطی کاملا ایمن و تحت نظارت بزرگسالان ایراد می ­تواند داشته باشد؟

در گزارش، نویسنده از بی­ توجهی مدارس طبیعت به برنامه درسی ملی و ناهماهنگی محتوای آموزشی مدارس طبیعت با محتوای آموزشی رسمی کشور گفته ­اند. اما در مدارس طبیعت هیچگونه آموزش مستقیم به کودکان داده نمی­شود، کودکان در یک بستر غنی با توجه به علاقه ­مندی و استعداد خودشان و از طریق بازی تجربه می­ کنند و یاد می ­گیرند، شاید بیشتر از محتوای آموزش رسمی کشور را هم یاد بگیرند، اما آموزش مستقیمی به آنها داده نمی­ شود. کودکان محصل ۷ تا ۱۲ سال در طول نه ماه تحصیلی تنها یک روز در هفته در مدرسه طبیعت حضور دارند.

نکته دیگری که در گزارش به آن اشاره شده این است که چرا فعالان محیط زیست هم می­توانند تسهیلگر شوند و همه تسهیلگران تربیت شدگان در تربیت معلم نیستند. باید بگویم برای تسهیلگری هیچ مدرکی ملاک نیست، من نه تربیت معلم خواندم و نه محیط زیست، تنها شرط تسهیلگر شدن عشق و علاقه است. و خب با توجه به توضیحاتم در ابتدای نامه این کاملا طبیعی است که فعالان محیط زیست هم به دلیل نگرانیشان برای آینده محیط زیست کشور، تسهیلگری را انتخاب کنند. خیلی از روانشناسان کودک، مربیان و حتی بسیاری از پدران و مادرانی که دغدغه کودک دارند و می­خواهند شاهد رشد انسان­هایی سالم، توانمند، مسئول و خلاق باشند نیز تسهیلگری را انتخاب کرده­اند. آیا این نشانه ­ی میهن دوستی ما نیست که امروز، برای فردای روشن سرزمینمان تلاش می­ کنیم؟

درخصوص تبلیغات بی­ شناسنامه در فضای مجازی نیز که در گزارش از آن یاد شده، شما هم همچون ما مستحضر هستید که با پیشرفت تکنولوژی در این روزها بسیاری از فعالیت ­ها از طریق فضای مجازی صورت می ­گیرند. مانند همین نامه که من از طریق ایمیل برای شما خواهم فرستاد و بیش از ۳۰۰ کیلومتر را برای رساندن این نامه طی نمی ­کنم. مدارس طبیعت هم برای معرفی خودشان مانند خیلی از مشاغل دیگر در فضای مجازی صفحات خودشان را دارند و اطلاعات مدرسه، اخبار و اتفاقات و اهدافشان را با مخاطبین در میان می ­گذارند. این اتفاق عجیب یا بدی نیست، هست؟

خانم نفیسه ابراهیم زاده در عنوان گزارش و همین­طور چندین بار در متن، مدارس جم که مخفف مدارس جامع محیط­زیستی است را مدارس جام نوشته بودند. نمی ­دانم مقصودشان چه بوده اما در پایان با افتخار می ­گویم بله من یک تسهیلگرم و هر روز از جام مدرسه طبیعت می ­نوشم و سرمست از عشق به کودکان، طبیعت و وطنم می ­شوم. کاش ایشان هم یکبار به مدرسه ما بیایند و با هم این جام را سربکشیم.

با احترام

ساناز جعفری- تسهیلگر مدرسه طبیعت وارش

بندر کیاشهر

 

به اشتراک بگذارید ...
Share on FacebookEmail this to someoneShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

manager